زين الدين محمود واصفى

136

بدايع الوقايع ( فارسى )

نسرين و لاله ، غنچه و نرگس ، بنفشه نيز * باهم در آن چمن همه در « 1 » نشو و در نماست لغز قلم « 2 » آن كيست در قلمرو خاقان روزگار * كاهل قلم به واسطهء او كنند كار پيكى است تندرو كه به يك گام مىرود * تا خطهء « * » ختاى ز سرحد زنگبار « 3 » ( 30 a ) گه جزم مىشود كه به سر « 4 » راه « * * » طى كند * گه ز انحراف پاى كم آرد به وقت كار جايش به دست راست مقرر بود ولى * او ميل مىكند كه رود جانب يسار از بس‌كه خورده دود چراغ از پى علوم * نبود صحيفه‌اى كه نكرده بر او گذار باشد سيه سرى كه تراشيده است سر * او راست ليك ماندن داغ الف شعار خطاط پيشه‌اى است كزو گشته است نسخ * ياقوت را خط و هم از او برده اعتبار مارى است سرسياه كزو مور مىدمد * مورى بسان طرهء خوبان گلعذار ماران به سر به غار درون مىروند ، ليك * اين طرفه كو ز جانب دم مىرود به غار

--> ( 1 ) - T : همه با ( 2 ) - نسخهء A از اينجا دارد ، ورق b 29 . P ورق b 40 : مشهور است در ربع مسكون . ( 3 ) - چهار بيت بعد در A نيست . ( 4 ) - C و B 2 مىشود به سر ( * ) س 7 : خطاى ( * * ) س 8 : گه بسر راه